تبلیغات
تاکستان

تاکستان
 
قالب وبلاگ


بیایید به سرزمین عشق و عرفان سفر كنیم ؛ سرزمینی كه تجلی گاه شكوه ایثار است ؛ سرزمینی كه همه یكرنگی و اتحاد است. این جا سرزمین عشق و ایثار و فداكاری است. ای قلم ها! بدون وضو در این حریم مقدس وارد نشوید. ای همسفران ! لازمه ی ورود به این سرزمین ، داشتن دل هایی پاك و بی آلایش است. كسانی كه صفای سینه ندارند ، ورودشان به این سرزمین ، ممنوع است! حرمت و قداست این سرزمین بسیار زیاد است. این سرزمین متعلق به شیرزنان عارفی است كه در هشت سال دفاع مقدس ، حماسه ها آفریدند. آن ها با توكل به خداوند و با تأسی به حدیث متواتر و شریف الثقلین (1) به دو امانت گران بهای الهی چنگ زدند و آن را الگوی و سرمشق خود ساختند. بیایید به این سرزمین روحانی سفر كنیم ، تا بسیاری از حقایق را دریابیم ؛ سرزمینی كه همه نور خداست و عظمت خدا را به وضوح می توان در آن مشاهده كرد ؛ سرزمینی كه معنای واقعی عبادت ، عشق ، شوق نیایش ، نماز ، محبت ، مشاركت ، خلوص ، انفاق ، گذشت ، ایثار جان ، خداشناسی و هزاران خصلت زیبای دیگر را در حد كمال در خود جای داده است ؛ سرزمینی كه از هر گوشه و كنار آن می توان هزاران نكته ی اخلاقی و اجتماعی آموخت ؛ سرزمینی كه ساكنان آن همه به ریسمان الهی چنگ می زنند و به انگیزه ی تعبد نسبت به فرمان الهی و به قصد وصول به مقام فناء الی الله حركت كردند. اینان سبقت گیرندگان جهاد و شهادتند و شهادت را نزدیك ترین راه تقرب به ذات احدیت می دانند. (2) در سرزمینی كه سراسر وحدت و عشق است ، همه به دنبال یك هدف می گردند و آن رضای خداست و در این صحنه ، همه در تلاشند تا گوی سبقت را از دیگران بربایند. آنان به راستی مصداق این آیه ی شریف هستند : «یبتغون فضلاً و رضواناً و ینصرون الله و رسوله و اولئك هم الصادقون.» آن ها فضل خداوند و رضای او را می طلبند و خدا و رسولش را یاری می كنند ، آن ها راستگویانند. (3) آری ، سخن از شیر زنانی است كه از همان روزهای نخست كه رژیم بعثت عراق اسلامی مان فرود آورد ، همدوش مردان یا حتی جلوتر از آن ها فریاد «هل من ناصر ینصرنی» حسین زمان خویش را لبیك گفته و وارد صحنه های نبرد شدند. زنان متعهد و مؤمن كشورمان همانند دریایی خروشان به سوی مقصد نهایی (رضای خداوند) حركت كردند. فضای عجیبی حاكم بود و گویی همه جا بهشت بود و رایحه ی بهشتی به مشام می رسید. مگر می شود این صحنه ها را دید و منقلب نشد؟ عجب فضای آكنده از معنویتی! این جا می شود حضور خدا را حس كرد و قطعاً آن ها خدا را با چشم دل می دیدند ، كه چنین مشتاقانه ایثار می كردند. الله اكبر ، الله اكبر ، عجب اتحادی ! این شیر زنان در كدامین مكتب پرورش یافته اند كه چنین اند؟ قطعاً آن ها دست پرورده ی مكتب زهرا و زینب اند ؛ زهرایی كه بانویی به تمام معنا نمونه و الگو بود و نخستین شهید راه ولایت ، و زینبی كه با صبر استقامت ، تمام منزلگاههای كربلا را با همه ی مصیبت هایش طی كرد و یزید و یزیدیان را رسوا نمود. بله ، آن ها با الگو گرفتن از ائمه ی معصومین (ع) راه خویش را یافتند. « یكی از ویژگی های آفرینش كه خداوند حكیم در فطرت آدمی به ودیعه نهاده است ، الگو سازی و الگوپذیری در زندگی است.»


(4) نقش زنان و زمینه های حضور آنان در دفاع مقدس شیر زنان ما با تمام مشكلات و دشواری ها مبارزه كردند تا اسلام و مسلمانان پیروز شوند. زنان ما همواره در طول دفاع مقدس در صحنه حضور داشتند و حضور آن ها را در ابتدا از دو دیدگاه می توان بررسی كرد ؛ 1- حضور نظامی 2- حضور غیر نظامی كه در مرحله ی بعدی این دو را نیز می توان به شاخه های زیر تقسیم بندی نمود: حضور نظامی : 1- حضور در خط مقدم 2- حضور در مناطق بمباران شده ی مرزی. حضور غیر نظامی : 1- پشتیبانی فرهنگی و تبلیغاتی و ترویج شجاعت و روحیه ی شهادت طلبی 2- پرستاری ، مداوای مجروحان ، تهیه آذوقه ، تخلیه ی شهدا ، امداد رسانی ، اهدای كمك های نقدی و غیر نقدی به رزمندگان. حضور نظامی در این سرزمین مقدس می شود معنای واقعی جهاد را شناخت و مفهوم دفاع از ولایت و فداكاری و صبر و استقامت را معنا كرد. در این سرزمین می شود حضور زن را در جامعه شناخت و هیچ گاه وظایف سیاسی و اجتماعی را قربانی انزوای زنانه نكرد. «آری ، جهاد در اسلام زینت زندگی است و پیام اقتدار و شجاعت است ، استحكام دین و امنیت جامعه است. نشانه ی حیات و نشاط عمومی است ، دشمن را به تسلیم می كشاند ، دوستان را به اعتماد و صلابت دعوت می كند ، محرومان را به عدالت و امنیت امیدوار می سازد. آن گاه كه دشمن به حریم ملتی هجوم آورد و زبانی جز زور نفهمد ، این مجاهدان دست از جان و مال شسته اند كه به میدان نبرد می شتابند ، تا اقتدار دین را در پرتو جهاد مقدس خود حفظ كنند. آری ، جهاد دفاعی ، سنتی مقدس و ضروری برای مسلمانان است. حیات نو در پرتو جهاد و فداكاری به نام شهادت ، آوازه ی دیگری در شهر اولیاء پیدا كرد.» (5) به همین جهت زنان كشور ما ، در مناطق جنگی حضور می یافتند تا از فیض نبرد و جهاد فی سبیل الله محروم نمانند. زنان ما ، در هر پست و مقامی كه بودند اعم از پزشك ، امدادگر ، و ... به صورت داوطلبانه به مناطق جنگی می رفتند ، تا دین خود را ادا كرده باشند. هجوم یك باره ی دشمن به مناطق مرزی و هم چنین بمباران های هوایی به شهرها ایجاب می نمود كه زنان به صورت مستقیم در مناطق جنگی حضور پیدا كنند. آن ها در این مناطق علاوه بر این كه كار امداد رسانی ، تخلیه ی شهدا و ... را انجام می دادند باعث تقویت روحیه ی مردان می شدند. آقای صالح موسوی عضو سپاه پاسداران خرمشهر در خصوص آن روزها می گوید :« در خرمشهر ، خواهران مقاوم خونین شهری كه آیینه ایی از پارسایی ، تقوا ، فداكاری و تداعی و تجسم پیروی از حضرت فاطمه ی زهرا (س) بودند ، آن لحظه من شاهد بودم كه چگونه دخترها اجساد را از گوشه و كنار كوچه و خیابان این شهر زیر آن خمپاره ها و آتش ها جمع می كردند و با وانت ، در حالی كه در تیررس دشمن بودند ، به گورستان می بردند.» (6) از جمله این شیر زنانی كه در این مناطق حضور داشتند ، دختر دلیر خرمشهری «شهناز جاجی شاه» است كه در روزهای اول جنگ با اسلحه در سنگرهایی كه خودش با دست خود كنده بود ، نگهبانی می داد و در ساعات غیر نگهبانی به كمك مجروحان رفته بود ، بر اثر اصابت خمپاره به فیض عظیم شهادت نایل شد و مادرش او را با دست خویش به خاك سپرد. «خیر النساء ملكی» جانباز 70 درصدی می گوید :« من از كودكی در خوزستان بودم و با شروع جنگ ، خودم ، شوهرم ، پسر و دخترم در شهر ماندیم. صبح ها با كمیته ی امداد همكاری می كردیم و بعد از ظهرها به رزمنده ها جیره ی غذایی می دادیم. من و دخترم آشپزی می كردیم. لباس سربازها را می دوختیم. تقریباً لباس یك گروهان دست ما بود. صبحانه و نهار رزمنده ها را تهیه كرده و برایشان می بردیم. مهمات بار می زدیم و به رزمنده ها می رساندیم. زخمی ها را به بیمارستان طالقانی منتقل می كردیم. دخترم نیز 22 سال سن دارد و جانباز است ، ولی خدا را با تمام وجود شكر می كنم.» (7) مادرم ! مرحبا به صبوری ات! تو مجروحیت خود و دخترت را بسان مدال افتخاری به گردن آویختی. از پرورده ی مكتب زهرا و زینب ، جز این انتظار نمی رود. در تاریخ دفاع مقدس از این نمونه شیر زنان بسیار سراغ داریم ، كه ذكر فداكاری های هر كدام از آن ها مستلزم نوشتن كتابی مستقل ، و از حوصله ی این مقاله خارج است. حضور غیر نظامی 1- پشتیبانی فرهنگی و تبلیغاتی و ترویج شجاعت و روحیه ی شهادت طلبی : در این سرزمین ، از خود گذشتگی به حد اعلای خود نمایان است. در این سرزمین می توان سر شادمانی مادران هنگام شهادت فرزندانشان را جویا شد. در این جا می توان تجلی شكوه و ایثار را از معلمان ادب آموخت ؛ معلمانی كه با دستان خود بزرگمردانی را تربیت كرده و آن ها را روانه ی میدان جنگ می كردند و رفتن شان را نظاره گر بوده و بر خود می بالیدند كه چنین انسان هایی را تربیت كرده اند. « زنان به لحاظ نقش ویژه ایی كه دارند ، همواره تأثیرات مثبت بر روند مبارزات مردان دارند ؛ به طوری كه می توان ادعا كرد اگر از حمایت معنوی و تهییج و ترغیب و همراهی زنان نباشد ، مردان هرگز توفیق حضور در صحنه های مبارزه و جهاد در راه خدا را نخواهند یافت.» (8) زنان مؤمن و نجیب سرزمین اسلامی ما با ایمان و توكل به خداوند و ایمان به معاد ، سختیها را راحت تر تحمل كرده و همواره با معبود خویش نجوا می كردند. بسیار زیاد سراغ داریم در جریان دفاع مقدس ، مادران نمونه ایی كه فرزندان خود را تشویق به جهاد می كردند. مادری با داشتن پنج فرزند یتیم كه آنها را با رنج فراوان در زاغه ها بزرگ كرده بود ، بعد از شهادت پسر اولش در حالی كه پسر دوم و سومش را به جبهه فرستاده بود ، می گفت :« آرزو دارم دو پسر 14 و 16 ساله ام نیز به جبهه بروند تا من دین خود را نسبت به اسلام ادا كنم.» (9) مادر شهید همت ، بر پیكر خونین پسرش بوسه زد و گفت :« سلام مرا به امام حسین برسان و بگو امانتی كه دادی ، پس فرستادم.» (10) شیر زنانی كه فرزندانشان را روانه ی جنگ می كردند ، آرزویشان این بود كه یا با پیروزی برگردند ، یا با شهادت. پیروزی اسلام برای شان مهم بود. اینان به راستی معنای آیه ی 11 سوره ی مباركه صف را خوب درك كرده بودند كه خداوند متعال می فرماید :« تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله با موالكم و انفسكم ذلكم خیر لكم ان كنتم تعلمون» ؛ (به خدا و رسول ایمان آورید و با مال و جان در راه خدا جهاد كنید ؛ این كار (از هر تجارتی) اگر دانا باشید ، برای شما بهتر است.) زمانی كه مردان در صحنه های نبرد می جنگیدند ، احتیاج به آرامش و امنیت خاطر داشتند كه این امنیت به همت بانوان تأمین می شد. زمانی كه آن ها در جبهه ها بودند ، زنان نیز در صحنه ی تعلیم و تربیت فرزندانشان تلاش می كردند. همسر شهید می گوید :« چون مشوق اصلی همسرم برای حضور در جبهه بودم ، سختی های ناشی از نبودن او را تحمل می كردم.» (11) همسر شهید «غلام رضا صادق زاده» قبل از شهادت همسرش در نامه یی كه برایش می نویسد ، چنین می نگارد :« خدا را شكر كه به آرزویت (رفتن به جبهه) رسیدی. تو و یارانت در سنگر با هر نفس عبادت می كنید ، نمی دانم چه بگویم ، ولی قدر این لحظات را بدانید كه شما در چند قدمی خدا هستید.» (12) «بسیاری از زنان ، همسران خود را حتی به قیمت از دست دادن همه ی لذات معمولی زندگی ، راهی میدان مبارزه می كردند و از فكرشان ، راهشان و آرمان هایشان دفاع می كردند» (13) چه بسیار خانواده هایی پس از شنیدن خبر شهادت فرزندانشان ، خدا را شكر كرده كه چنین موهبتی را به آن ها عطا فرموده و با حفظ روحیه ی خود به دلجویی از دیگران می پرداختند و به كوری چشم دشمنان ، حتی روی جنازه ی فرزندانشان عطر و گلاب می پاشیدند. زنان در طول دفاع مقدس ثابت كردند كه یكی از عوامل تقویت كننده ی روحیه ی رزمندگان و پشتیبانی فرهنگی آن ها از جبهه ها بودند. زنان در عرصه های مختلف اجتماعی در زمان دفاع مقدس شركت داشتند و این مشاركت از لحاظ تبلیغاتی ، آثار مثبت فراوانی داشت. زنان باید به عنوان مادران ، همسران یا خوهران شهدا رسالت الهی خود را انجام داده و با عمل به وصیت نامه ی آن ها و بیان خاطرات ، حقانیت آن ها را به گوش جهانیان برسانند. زنان ما خود را ملزم به اطاعت از دستورهای الهی كرده بودند كه از پاره های جگر خود گذشتند و آن ها را روانه ی میدان جنگ كردند و می دانستند در پس این همه سختی ها و رنج ها اجر و مزد خوبی نهفته است. زیرا رسول اكرم (ص) فرموده است :« گرداگرد بهشت را دشواری ها و گرداگرد جهنم را هوس ها و شهوت ها گرفته است.» (14) 2- پرستاری ، مداوای مجروحان ، تداركات و امداد رسانی ؛ در این وادی مقدس می توان معیار همنشینی با دیگران را شناخت و در روابط اجتماعی ، حضور را تعریف كرد. بیایید تا چشمان خسته از دنیا را به تماشای زلالی ها و پاكی ها بگشاییم و لذات دنیای دیگر را بچشیم ؛ دنیایی كه متعلق به عارفان و دلدادگان وارسته است ؛ دنیایی كه فارغ از كینه ها و دورنگی هاست. چه زیباست دنیایی كه عارفان آن ، دست از جان و مال خود شسته و غرق خدا شدند. در نخستین روزهای جنگ ، زنان ایرانی ، خانه و كاشانه ی خود را رها كرده و به صورت داوطلبانه به صحنه های نبرد رفته و به صورت های مختلفی شروع به فعالیت كردند. «روزی به دوختن گونی برای سنگر ها و پاسداری از شهرها پرداختند و روزی به تهیه ی آذوقه و لباس و ملحفه برای زخمی ها و بیمارستان ها و حضور فعال در مساجد جامع شهرها و زمانی به بافتن لباس گرم برای مجاهدین فی سبیل الله كه عاشقانه به ضیافت الله شتافتند ، مشغول شدند و در هنگام عملیات ها بیمارستان های صحرایی برپا نموده و به تیمار راست قامتان شكسته بال پرداختند.» (15) خواهر 18 ساله ایی كه خانه و كاشانه خود را رها كرده و راهی مناطق جنگی شده ، چه هدفی جز رضای خدا و حفظ اسلام می تواند داشته باشد؟ او با چه بینشی به تمامی امیال و خواسته های نفسانی خود پشت پا زده كه شب ها تا صبح به پرستاری از مجروحان می پردازد؟ او در خاطرات خود می گوید :« در آبادان و بیمارستان طالقانی به عنوان امدادگر ، بیست شب به طور مرتب نخوابیده بودیم ، شب ها مجروح بیش تری می آوردند ، این كار را به خاطر عشق و علاقه می كردیم ، زمانی كه بچه های مجروح را در آن حالت می دیدیم ، همه چیز را از یاد می بردیم.» (16) خواهرم! تو چگونه به دنیا می نگریستی كه هیچ چیز دنیا برایت ارزشی نداشت؟ تو حتی سرپناه خودت را فروختی و پول آن را برای تهیه ی آمبولانس رزمندگان پرداختی و تمام دارایی ات را برای جبهه اهدا نمودی. تو نه تنها درایی ات ، بلكه وجودت را نیز وقف این كار كرده بودی و بیش تر ایام عمرت را در كمك به رزمندگان و حتی حضور در خط مقدم سپری كردی و از مجروحان پر افتخار دفاع مقدس محسوب می شدی.» (17) آن روزها حال و هوای خاصی در مملكت اسلامی ما حاكم بود. در میان این تكاپو ، نه تنها مادران تلاش می كردند ، بلكه دانش آموزان نیز در سنگر مدرسه علاوه بر درس خواندن به تهیه و تأمین وسایل مورد نیاز رزمندگان مشغول بودند و چه بسیار مدرسه هایی كه به خاطر همین فعالیتشان مورد بمباران هوایی قرار گرفتند ! نمونه ای از آنها دبیرستان دخترانه ی زینبیه ی شهرستان میانه بود ، كه به خاك و خون كشیده شد و ده ها دختر جوان به فیض شهادت و درجه ی جانبازی نایل شدند. « بار خدایا ! به وقتی كه جنگجو در میدان جنگ است و مرزدار به مرزداری مشغول است ، هر مسلمانی را كه به امور خانه ی آن ها رسیدگی می كند ، یا در نبود او به كفایت خانواده اش بر می خیزد ، یا او را به قسمتی از مال خود یاری می دهد ، یا او را به ساز و برگ جنگ كمك می نماید ، یا همت او را به نبرد با دشمن بر می انگیزد ، یا در حضور او درباره اش دعای خیر می كند ، یا حرمتش را در نبود وی رعایت می كند ، به او نیز اجر همان رزمنده را هم سنگ آن عنایت كن و عمل او را پاداشی نقد عطا فرما.» (18) نتیجه: با توجه به گستردگی نقش و جایگاه ویژه بانوان در طول تاریخ اسلام و به خصوص در زمان ظهور انقلاب و در طول هشت سال دفاع مقدس و پس از آن ، بیان همه ی آن دستاوردها در این نوشتار نمی گنجید اما به طور اجمال می توان گفت: اگر نبود فاطمه ی زهرا (س) ، مسأله ی ولایت در عربستان ختم می شد. اگر نبود زینب كبری (س) ، كربلا در كربلا می ماند. اگر نبودند شیرزنان این مرز و بوم در طول هشت سال دفاع مقدس ، سرنوشت انقلاب اسلامی ایران چیزی غیر از این بود. اگر مادران ، همسران و خواهران و دختران شهدا در بین ما نبودند و شاهد افتخار آن ها بر شهادت عزیزان شان نبودیم ، اینك به طور قطع و یقین ، فرهنگ ایثار و روحیه ی شهادت طلبی در میان مردان ، پسران ، جوانان و آحاد ملت نبود. پس ای خواهران عزیز! رسالت امروز شما بسی سنگین تر است! اگر دیروز ، ما با تهاجمی نظامی دشمن مواجه بودیم ، امروز با شبیخون فرهنگی او مواجهیم ، كه این برای هر جامعه ایی ، حربه یی بس برنده تر است. از این رو خود را موظف و مكلف بدانیم تا با توكل به خدا و با سلاح ایمان ، علم ، عفت ، پاكدامنی ، ایثار ، شجاعت و شهامت و با الگوپذیری از حضرت فاطمه ی زهرا (س) و حضرت زینب (س) و شیر زنان حاضر ، و با اطاعت كامل و بی چون و چرا از ولایت مطلقه ی فقیه ، دشمنان قسم خورده ی اسلام و انقلاب را در رسیدن به هدفشان كه همانا شكست انقلاب و نابودی اسلام است ، ناكام گذاشته و با جدیت و تلاش ، شاهد بالندگی و گسترش روز افزون اسلام و انقلاب در سرتاسر جهان بوده و زمینه ی ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) را فراهم آوریم. پی نوشت ها: 1- انی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی 2- آشنایی با نهضت حسینی ، ص 69 3- سوره ی حشر ، آیه ی 8 4- خداوند در آیه ی 21 سوره ی مباركه ی احزاب به الگوپذیری اشاره كرده است 5- مرا به خانه ی زهرا ببرید ، ص 102 6- آشنایان ناآشنا ، فرزانه ما فی ( به نقل از حماسه ی خرمشهر ) ، ص 10 7- شكسته بالان عشق 8- كنگره ی نقش زنان در دفاع و امنیت 9- نقش پشتیبانی رزمی زنان ، ص 29 10- ستاره های بی نشان 11- مجله ی زن روز ، مهر 1366 12- نامه های دلتنگی ، ص 25 13- مقام معظم رهبری ، كنگره ی بین المللی زن و انقلاب جهانی اسلام ، 1366 14- نهج البلاغه ، خطبه ی 176 ، ص 333 15- آشنایان نا آشنا 16- ستاره های بی نشان ، ج 1 17- از یاسهای كبود (مرحومه ناز بیگم حسین میرزایی) 18- صحیفه ی كامله ی سجادیه ، دعای 27 ، ص 161

[ یکشنبه 5 مهر 1394 ] [ 11:26 ق.ظ ] [ ارکیده نازی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :